باوصف اینکه دموکراسی یک روند تدریجی وزمانبر است، همواره از طرف کارشناسان تلاش صورت گرفته تا با توجه به نقاط ضعف و قوت انتخابات های گذشته بتواند دریچه بهبودی را در این راستا باز نمایند ولی متاسفانه تاهنوز کارگر واقع نشده و این تلاش ها اکثرا منتج به نتایج معکوس گردیده است، عوامل که تاهنوز باعث گردیده در راستای دموکراسی و حکومت مبتنی براساس انتخابات شفاف و مردم سالار ناکام باشیم قرار ذیل اند.
اکثر انتخابات های افغانستان در موعد برگزار گردیده که قانون اساسی پیشبینی نکرده است بنابراین قانون نقض گردیده و خود باعث بروز مشکلات دری پروسه گردیده است.
قانون انتخابات همواره مورد دستخوش بوده که تاهنوز چهار بار تغییر نموده است و این روند تاهنوز هم ادامه دارد وهمچنان طرزالعمل ها ویا رهنمود های انتخاباتی به هیچ وجه پاسخگوی پیچیدگی های انتخاباتی کشور نبوده است.
مدیران ارشد انتخاباتی مطابق به شرایط کشور افغانستان بنابر مصلحت های نامعقول و مداخلات زور مندان و سیاسیون کشور انتخاب و استخدام نمیگردد که این خود در مدیریت این روند مهم تاثیر منفی گذاشته اگر جلو آن گرفته نشود بعد از این هم به ضرر سلامت انتخابات خواهد گردید زیرا این نوع بجای اینکه نگران سلامت انتخابات باشد نگران جایگاه شان در حزب وگروه شان میباشد درضمن هیچگونه احساس مسوولیت نکرده وهراس از پیگرد قانون ندارد که همواره قانون انتخابات توسط خود کارمندان انتخابات نقض شده است.
بنا براین در بر گذاری هر انتخابات پولهای بسیار هنگفت به مصرف رسیده وهیچگونه شفافیت و پاسخگوی درین راستا دیده نمیشود و زیرا کمسیون بجای اینکه در قبال مردم افغانستان مستقل باشد خود را خود مختار میداند ولی مداخلات حکومت و کشورهای خارجی بصورت تدریجی برجسته تر میشود و بسا عوامل دیگر هستند که شرح بیشتر میخواهد.
اگر نگاهی به انتخابات پیشین ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی افغانستان بنیدازیم، دیده میشود که انتخابات چندان شفاف برگزار نشده و مایه نگرانی مردم افغانستان در انتخابات بعدی شد. دولت مردان افغانستان آنچنان خود شان را بازیچه ی حوادث احتمالی می بینند که حتی نمی توانند تصور کنند که عاملین اصلی این رخدادها و اتفاقات احتمالی سیاست های داخلی اند یا خارجی؟ و یا به دیگر سخن، این حوادث و رخدادهای احتمالی ناشی از اراده ی چه کسانی اند؟ این بی باوری و بی اعتمادی در میان دولت مردان از آنجا پایه می گیرد که اکثریت شان به طور اتفاقی و بدون هیچ زحمتی پست های حساس سیاسی را احراز کرده اند.
در میان این همه نگرانی و نا امیدی، مردم افغانستان به این باور رسیده اند که ثبات و پایداری دولت کنونی، بدون پشتیبانی و حمایت بین المللی و به خصوص ایالات متحده آمریکا امکان پذیر نیست .
بسیاری از اقوام محروم افغانستان که از حکومتهای تک قومی و تمامیت خواه گذشته به ستوه آمده اند، خواهان ثبات و تداوم حکومت دموکراتیک و مردم سالار هستند. بخش عمده ی نگرانی مردم به این مساله بر می گردد که مبادا نظام سیاسی کنونی دستخوش تهدید شود و تلاش های چندین ساله ی مردم افغانستان بر باد بروند. بنابر این نه تنها احتمال شکست انتخابات، ریشه در اراده جمعی ملت افغانستان ندارد بلکه اکثریت قریب به اتفاق مردم افغانستان خواهان حفظ شرایط موجود (نظام دموکراتیک و مردم سالار) هستند.
شرایط کنونی جامعه افغانستان را نمی توان با گذشته مقایسه کرد. یکی از عواملی که باعث گرایش مردم افغانستان به ثبات نظام سیاسی مردم سالار خواهد شد، این است که بسیاری از مردم به این نتیجه رسیده اند که دیگر نمی توان با حکومت های تک قومی و خاندانی کنار آمد زیرا تجربه سی ساله نشان داد که هیچ قومی در افغانستان به تنهایی نمی تواند اراده ی خود را به صورت مطلق بر دیگر اقوام ساکن در این کشور اعمال کند.
درست است که نظام سیاسی فعلی افغانستان به یاری جامعه جهانی و ایالات متحده آمریکا ساخته شده است، اما دولت و مردم افغانستان در فرایند شکل دهی این نظام سیاسی، به صورت نسبی آزادی عمل داشته اند. تمام تصمیم های بنیادی از تدوین قانون اساسی گرفته تا امضای پیمان استراتژیک میان آمریکا و افغانستان با برگزاری لویه جرگه به عنوان نمایندگان مردم اتخاد شده اند. تردیدی نیست که ساختار سنتی لویه جرگه و کارکرد عملی آن در دنیای مدرن چنان مضحک به نظر می رسد که تنها در کشور مثل افغانستان می توان وجود آن را عملی شمرد اما صرف نظر از نسبت آن با روند شکل گیری نظام های دموکراتیک، لویه جرگه به نحوی نمایانگر ذهنیت سنتی جامعه افغانی و ممثل اراده ی مردم افغانستان قلمداد می شود. بنا براین، تمام اقدامات مهمی که دولت کنونی افغانستان اتخاذ کرده است- ولو به صورت نمادین هم که شده- از این فیلتر عبور کرده اند. این مساله از نقطه نظر عقلانی و ارزشهای سنتی موجود، مساله بیگانه ستیزی به معنای ملی و وطن پرستانه ی آن را منتفی می سازد. - صرف نظر از اینکه بیگانه ستیزی در افغانستان به معنی متعارف آن متناسب با کلمه ی بیگانه هراسی و بیگانه ستیزی در دیگر نقاط جهان هست یانه؟- باید این نکته را از نظر دور نداشت که همه مردم افغانستان و به ویژه دولت مردان آن را نمی توان به آسانی وطن پرست و خودی قلمداد کرد. تمایز بین خودی و بیگانه را به صرف داشتن تذکره ی تابعیت نمی توان مشخص کرد بلکه این مفاهیم زمانی معنا پیدا می کنند که وحدت ملی در یک کشور مسجل شده باشد و تعلق خاطر به وطن و ارزشهای ملی، در ذهنیت عامه ی مردم بدیهی و مسلم پنداشته شوند. گرچه در ظاهر امر و در زبان مردم و مسوولان حکومتی افغانستان این مساله بسیار پررنگ جلوه می نماید و حتی گاهی دل می رباید و حساسیت بر می انگیزد اما باید گفت که این مساله هرگز - به عنوان یک ارزش ملی- در ذهنیت مردم افغانستان نهادینه نشده است و دولت مردان این کشور نیز هنوز به این اعتماد به نفس دست نیافته اند -که می توان بدون وابستگی به دیگران هم استوار و پایدار ماند- به همین خاطر است که در افغانستان آنانی که وطن فروش هستند بیشتر تظاهر به وطن دوستی می کنند – فقط به این خاطر که وطن فروشی را انحصاری کنند!!- این است که وطن دوستی در عمل کمتر مشاهده می شود. با این وصف، توجیه قانع کننده ی نمی توان یافت که اکثریت قریب به اتفاق مردم افغانستان با تکیه بر ارزشهای ملی گرایانه و وطن پرستانه انتخابات را مختل سازند.
با توجه به اهمیت استراتژیکی افغانستان برای جامعه جهانی و کشور های قدرتمند منطقه می توانند ما را به این نکته رهنمون کند که انتخابات شورای ملی برگزار خواهد شد. آنچه که به لحاظ عقلانی و منطقی احتمال برگزاری موفقیت آمیز انتخابات را تقویت می کند، محاسبات سودمندانه و منفعت گرایانه ی کسانی است که از یک سو زمام قدرت را در اختیار دارند و از سوی دیگر از دست اندرکاران اصلی انتخابات، ثبات و پایداری نظام سیاسی افغانستان به شمار می روند و به خصوص کسانی که تامین منافع اقتصادی و سیاسی شان را در گرو برگزاری موفقیت آمیز این انتخابات می بینند. پس نباید قطعیت یا حداقل احتمال قریب به یقین برگزاری موفقیت آمیز انتخابات سال را به احتمال شکست برگزاری انتخابات فرو کاست. اما اینکه دولت کنونی انتخابات را تا چه حد بتواند در روشنایی قانون و شفافیت لازم و متناسب با موازین و معیارهای پذیرفته شده ی بین المللی برگزار نماید، و مهم تر از آن، آیا خواهد توانست رضایت مردم و سازمان های حامی انتخابات عادلانه را جلب کند؛ مورد تردید جدی است، با آنهم برگزاری انتخابات را باید ممکن قلمداد نمود.
زیرا مردم افغانستان رنج عدم شفافیت در انتخابات کشیده و این زهر هلاهل را در پروسه ملت سازی سرکشید بنابر این توقع میرود که مردم(توده ها) تمام سعی شان را برای جلوگیری از تقلب و تکرار حوادث قبل خواهند نمود.
محمد اسحق "ابراهیمی"
ماه نامه زلال اندیشه...
ما را در سایت ماه نامه زلال اندیشه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 14