زنان در قرنها و دوره های مختلف تاریخ دچار مشکلات متعدد و ناروایی های بسیار بوده و با این مشکلات دست و پنجه نرم کرده اند. حالا هم خشونت ها، حق خوریها، نابرابری ها، ستم ها، بی توجهی ها و نارسایی ها علیه زنان وجود دارد که از جمله یکی همین نگرش مرد سالاری میباشد. بخصوص زنان افغانستانی که بیشترین رنجها و ستم ها را نسبت به زنان کشورهای دیگر دیده اند.
مردم افغانستان زنان را به عنوان کنیز و خدمه میگیرند و هیچ ارزش انسانی برای شان قایل نیستند. این کشور یک جامعه مرد سالار در گذشته های تاریخ بوده و حال نیز این وضعیت حاکم است و حاکم بودن و برتری جستن را نسبت به زنان افتخار خود میدانند و برای نسلهای بعدی شان الگو و سرمشق قرارداده اند. وجود این نگرش شوم زنان را از پیشرفت ها و دست آورد های چون انکشاف سطح دانش، پیشرفهای تخنیکی، ارتقای سطح زندگی و غیره باز مانده اند. خداوند مرد و زن را دو پایه هستی خلق کرده و وجود یکی را بر دیگری لازم و ملزوم دانسته یعنی زن و مرد مکمل یکدیگر بوده و بدون همدیگر زندگی کرده نمیتوانند، اگر زن نمیبود نسل بشر ادامه پیدا نمیکرد وسقوط کرده بود.
خداوند هیچ امتیاز و برتری بین زن و مرد نگذاشته فقط بعضی تفاوت های جسمی و روحی است که بین این دو موجود وجود دارند. خداوند(ج) مرد را خون گرم، پرشور، هیجانی و زن را به همان اندازه باتحمل و صاحب گذشت آفریده است. زنان از لحاظ جسمی و روحی لطیف تر وظریف تر نسبت به مردان اند که این تفاوت زنان را ناتوان نشان میدهد و مردان خود را صاحب قدرت میدانند.
در جوامع اولیه تقسیم کار بین زن و مرد قسمی بود که وظایف سبک و جزیی به دوش زنان بودند و وظایف سنگین و کلان به دوش مردان. زنان کارهای خانه، بار داری، تربیت فرزند، پخت وپز و امثال آنرا به عهده داشت و مردان نفقه فامیل، شکار، موانع و خطرات بیرونی را. با این تقسیم کار سنگ تهداب مرد سالاری گذاشته شد و به حیث یک عنصر قبول شده و نظم همیشگی حیات شناخته شد. از همین جاست که زن زیر تاثیر مرد، خورد و کم ارزش میشود وبه تدریج زن حیثیت مالکیت مرد را پیدامیکند و در جامعه افغانی زن به عنوان ننگ و ناموس خطاب میشود که شامل تمام منسوبین اناث میشود مثل خواهر، مادر، زن برادر، خانم و دیگر وابستگان اناث اینها تحت مالکیت و کنترول شدید مرد بوده و هیچگونه اختیار و اراده شخصی ندارند، فقط نظر پدر و برادران مهم است حتا در انتخاب همسر، پدران دختران شان را معامله میکند و در عقد ونکاح شرعی یک مرد در میاورند و مبلغی را منحیث مهر تعیین میکند که بعد از ازدواج زن کاملن تحت فرمان و اختیار شوهرش میباشد وهیچ وقت از اوامر او سرپیچی کرده نمیتواند، با این مشکلات تمام میسوزد ومیسازد و حتا زن حق طلاق گرفتن را هم ندارد. اگر مرد زنش را طلاق بدهد از طرف اقوامش به بی ننگی و بی ناموسی متهم میشود، این جا است که زن طلاق هم گرفته نمیتواند و این سنت بیشتر بین پشتونها مروج است که معروف به پشتونوالی میباشد که زنان بیوه هم اجازه شوهر کردن با مرد بیگانه و غیر از
فامیل شوهر قبلی اش را ندارد. هرقسم که است باید دوباره در همان فامیل قبلی اش ازدواج کند و اگر مرد خورد هم باشد باید منتظر بماند تا کلان شود که این خود نشان دهنده ناتوانی و ضعف زنان اند.
خلاصه اینکه زنان از نگاه خلقت و پیدایش هیچگونه عیب و نقص ندارند و خداوند کوچکترین نوع امتیاز و برتری بین زن ومرد قایل نشده است. زنان دراسلام از جایگاه خاصی برخوردار هستند و همین عرف و سنتهای حاکم درجامعه است که زنان را در انزوا قرار داده و زنان از حقوق و امتیازات انسانی خویش محروم میباشند و زنان برای رهایی از این چالش دست به خود کشی و ده ها راه حلهای دیگر میزنند که این اعمال خارج از دایره انسانیت میباشد.
سیف الله فیروزی
ماه نامه زلال اندیشه...
ما را در سایت ماه نامه زلال اندیشه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 12